
با آمدن سال جدید یک سال دیگر هم به عمر من و تو اضافه شد. به خودم که نگاه میکنم مهربان تر شده ام. دلسوزتر. تنهاتر. غمگین تر و منزوی تر. پر فشار و استرس نه ؛ ولی پر مشغله. کدبانو نه ؛ ولی خانه دار. لال نه ، ولی ساکت. غم خوار نه ؛ ولی دلسوز. بی دغدغه و بی کار نه ؛ ولی بی حوصله. من خسته هست. از هجوم نقاب های رنگارنگ. من؛ خسته هست. از دویدن های بی مقصد. از ایستادن های بی حاصل. از خندیدن های مصنوعی. و از من؛ خسته هست.... به خودم که عمیق تر نگاه میکنم تو را هم میبینم که در کنارم و گاهی در مقابلم ایستاده ای و این فرتوت و خسته را نزاره میکنی. تو چیز دیگری از من می بینی. تو مرا خو...
ادامه مطلب