به خودم که نگاه میکنم مهربان تر شده ام.
دلسوزتر. تنهاتر. غمگین تر و منزوی تر.
پر فشار و استرس نه ؛ ولی پر مشغله.
کدبانو نه ؛ ولی خانه دار.
لال نه ، ولی ساکت.
غم خوار نه ؛ ولی دلسوز.
بی دغدغه و بی کار نه ؛ ولی بی حوصله.
من خسته هست.
از هجوم نقاب های رنگارنگ.
من؛ خسته هست.
از دویدن های بی مقصد.
از ایستادن های بی حاصل.
از خندیدن های مصنوعی.
و از من؛ خسته هست....
به خودم که عمیق تر نگاه میکنم تو را هم میبینم که در کنارم و گاهی در مقابلم ایستاده ای و این فرتوت و خسته را نزاره میکنی.
تو چیز دیگری از من می بینی.
تو مرا خوشحال تر از قبل
سر زنده تر
محکم تر و تواناتر
عاشق تر
خوش شانس تر
بی دغدغه و سرخوش تر
و موفق تر از قبل میبینی.
مرا از دور تماشا میکنی ... من از نزدیک چیز دیگریست ....
برچسب: من و تو,من سالوادور نیستم,منال العالم,منى زكي,منسف,منتظری,مناسك الحج,منة عرفة,منصور السالمي,منى واصف,
نویسنده: پرهام کمالی