عزیز من روزها از پی هم میگذرند و من در تمام این مدت دغدغه ام به وجود آوردن توست. تویی که نمیدانم دختری یا پسر و نمیدانم باید چگونه صدایت بکنم.
این روزها در من تشویشی از شدن و نشدن از ناامیدی و امید موج می زند. لحظه ای حس میکنم که در به وجود آوردنت به نتیجه مطلوبمان رسیده ایم و لحظه ای دیگر ناامیدانه آن را کاری عبث می پندارم.
من هیچ وقت دوست نداشتم و نخواهم داشت که به تو بگویم ناخواسته و بدون برنامه ریزی من و پدرت به دنیا آمدی. هرگز این را از ما نخواهی شنید. من با افتخار به تو میگویم که برای به وجود آوردنت لحظه ای ذهنمان را آزاد نکردیم. من با افتخار به تو میگویم که دیگر جای خالیت در زندگیمان آشکار شده بود و هیچ چیز نمیتوانست جای تو را برایمان پر کند.
عزیز من اگر میگویم با افتخار این را به تو میگویم به خاطر این است که مادرت در زندگی خود آن لذت دوست داشته شدن را آنگونه که باید نچشیده است و نمیخواهد تو نیز مثل او سرخورده شوی.
من یک خواهر بزرگتر از خودم دارم. خانواده برای به دنیا آمدنش کلی شور و شعف از خود نشان دادند و کلی تحویلش گرفتند. ولی من؟ خبر به وجود آمدن من خیلی زود به گوش همگان رسید. و خیلی زود برای جنین چند هفته ای اسم هم انتخاب کردند. محمدامین. بله درست خواندی. محمد امین. فکر میکردند من پسر هستم و در رویاهایشان در کنار من روزها را سپری میکردند. و من علارغم میل باطنیم تمام رویاهایشان را نقش بر آب کردم و به گونه ای ضدحال زندگیشان شدم. خوب برخوردشان مرا ناراحت نه اینکه نکرد ولی خوب میشه بهشون حق هم داد. من تکراری بودم برایشان. یکی خوشگل تر و تو دل برو تر از من را داشتند. خواهرم این شانس را داشت که زودتر از من به دنیا آمد و حسابی خودش را در دلشان جا کرد. به من نه اینکه چیزی بگویند. نه هرگز چیزی به من نگفتند ولی رفتارهایشان قشنگ بیان گر این موضوع بود.
عزیز من برای من به وجود آمدن تو مهم است. سالم به دنیا آمدنت مهم است. درست است که اگر بگویند همین الان حق انتخاب داری در شکل گیری جنسیت فرزندت من پسر را انتخاب میکنم. نه به این دلیل که از جنس مذکر بیشتر خوشم می آید. نه. من به چندین دلیل پسر را انتخاب میکنم:
1- در جامعه ای که من در آن زندگی میکنم بسیار فرق است بین آزادی و حق و حقوق دخترها و پسرها. در جامعه من پسرها هر کاری که بخواهند میتوانند انجام دهند بدون آنکه کوچکترین نگاهی در زندگیشان سنگینی کند ولی دخترها ...
2- مسئله دوم حجاب است. در جامعه ما پسرها آزادانه میتوانند با شلوارک یا تی شرت تنگ و چسبان و کوتاه در خیابان راه بروند ولی دخترها .... .
3- آنقدر در دور و برم خبر تجاوز به دختران معصوم را شنیده ام که .......
4- پسرها عاشق مامانشان هستند و دخترها عاشق باباشون. پسرها ته ته ته همه دوست داشتنهایشان مادرشان برایشان چیز دیگریست و دخترها پدرشان. و قاعدتا من دوست دارم فرزندم پشتم باشد. عاشقم باشد. فرشته زندگیش من باشم.
5- من هیچ وقت برادری نداشته ام. برادری که حمایتم کنه و یا دوستم داشته باشه. دوست داشتم این تجربه را داشته باشم.
ولی تمام اینها دلیل بر این نمیشود که من از داشتن یک دختر خم به ابرو بیاورم.
دخترها آنقدر شیرین هستند که زندگی را پر از زیبایی میکنند.
با داشتن یک دختر همیشه در مهمانی های زنانه تنها نیستم.
کلی جاهای زنانه میتوانیم برویم. مرکز خرید، آرایشگاه، استخر و ... .
اینکه یه دختر داشته باشی و همه به خاطر اینکه قلب دخترت رو به دست بیارند هی بهت توجه میکنند هم خیلی شیرینه.
اینکه تو کارهای خونه یا تو مریضی و ... یکی هست که کمک حالته خوب خیلی شیرینه.
عزیز من، تو فقط باش. دختر و پسر بودنت بی معنیست. ازت خواهش میکنم اولین کمک را به پدر و مادرت بکن و برای به وجود آمدنت تلاش کن. برای اثبات بودنت تلاش کن. اگر تو تلاش کنی قطعا در وجودم شکل میگیری. بگذار از همین ابتدای کار دلم بهت گرم شود و با خود بگویم قطعا فرد محکم و بااراده و عزم راسخی خواهی شد.
و بدان آنقدر جاذبه های زیبا در این دنیا هست که میخواهم با تو آنها را تجربه کنم.
برچسب:
نویسنده: پرهام کمالی