
دیشب بود. آره ... دیشب بود که ذره ای از من در میدان انقلاب در خیابان جمالزاده در مقابل آش فروشی نیکوصفت، جا ماند. برای خرید چند کتاب دانشگاهی به خیابان انقلاب رفتیم. پس از خرید کتاب، احساس گرسنگی باعث شد که سر از آش فروشی معروف منطقه در بیاریم. ازدحام جمعیت باعث شد به سختی خودمان را به جلوی کانتر سفارش برسانیم. در لحظه ای که باید سفارش میدادیم به یک آن، خانواده ام (پدر، مادر و تنها خواهرم) از جلوی چشمم رد شدند. بی مهابا رو بهش کردم و گفتم میخوام یه ظرف آش هم برای پدر مادر خودم و یکی هم برای پدر مادر تو بگیرم. در مورد پدر مادر خودش در ابتدا مخالفت کرد. گفت زی...
ادامه مطلب